العلامة المجلسي ( مترجم : موسى خسروى )
12
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت سجاد و امام محمد باقر ع ) ( فارسي )
برجسته هر قوم و ملت را عمر گفت اين مطلب را شنيدهام كه ميفرمود هر گاه فرد با شخصيت يك طائفهاى پيش شما آمد او را احترام كنيد گرچه مخالف شما باشد . امير المؤمنين ( ع ) فرمود اينها گروهى هستند كه تسليم شمايند و علاقه باسلام دارند و من از نژاد اينها فرزندانى خواهم داشت من شما و خدا را گواه ميگيرم كه سهم خود را از اينها در راه خدا آزاد نمودم تمام بنى هاشم فرياد برداشتند ما نيز سهم خود را بشما بخشيديم باز فرمود خدايا شاهد باش من حق آنها را در راه تو آزاد نمودم . مهاجر و انصار نيز حق خود را بعلى عليه السلام بخشيدند فرمود بار خدايا اينها حق خود را به من بخشيدند و من سهم آنها را در راه تو آزاد نمودم . عمر گفت چرا مخالفت با تصميم من در مورد اين اسيران كردى و چه باعث شد كه بر خلاف راى من عمل كردى ؟ فرمايش پيغمبر را در باره احترام افراد با شخصيت بيادش آورد ، عمر گفت من سهم خود و سهم اشخاصى كه نبخشيدهاند به تو و خدا ، مىبخشم ، على عرض كرد خدايا تو شاهد باش بر آزادى آنها و بخشيدن ايشان . گروهى از قريش علاقه به ازدواج آن بانوان داشتند ، امير المؤمنين فرمود نبايد آنها را بر ازدواج مجبور كرد ، اختيار را بخودشان بدهيد هر كس را كه خواستند انتخاب كنند . گروهى اشاره بشهربانو دختر يزدجرد نموده و اختيار انتخاب را به او دادند از پشت پرده خواستگارى كردند در حضور جمع به او گفتند از ميان كسانى كه از تو خواستگارى كردهاند كدام را انتخاب ميكنى ؟ آيا علاقه بداشتن شوهر دارى ؟ سكوت كرد . امير المؤمنين فرمود به شوهر علاقه دارد ولى حالا بايد منتظر بود تا چه كسى را انتخاب كند ، عمر گفت از كجا فهميدى تصميم به شوهر گرفته است ؟ فرمود هر گاه بانوى با شخصيتى از يك طائفه بدون سرپرست خدمت پيغمبر ميرسيد وقتى از او خواستگارى ميشد ، دستور ميداد به او بگويند تو به شوهر دارى